Thursday, September 21, 2006

مخ من


سیمام قاطی شدن بعضی وقتا هم اتصالی میکنن

دودکش چپ گرا

Sunday, September 17, 2006

منور المغز



به ایشان بگو متوسط خریت اقوام مختلف چندان تفاوتی با هم ندارد مقایسه میانگین بگیریم در سطح سه درصد و پنج درصد اختلاف معنی داری مشاهده نمی شود. من برای ایشان متاسف ام که زبان ترکی نمی دانند و نمی توانند از موسیقی و ادبیات ترکی لذت ببرند . همانقدر که برای خودم متاسف ام که از لذت فهم اشعار کردی محروم هستم. هر شخص و قومی به اندازه کافی خریت دارند که آنها را از پرداختن به خریت دیگران معاف کند. شما فعلن به خریت خود بپرداز مارا بی خیال شو البته اگر برای شادی باشد که مشکلی نیست: شما بگو اصفهانیه فلان اون میگه رشتیه بهمان. ولی اگر قراربر این باشد که جوکهایتان را جدی بگیرید و مبنای رفتارتان قرار دهید بیشتر از همه خودتان متضرر می شوید و در ارتباط با دیگران به مشکل بر میخورید وگرنه دیگران که دارند زندگی شان را می کنند . کشاورز یزدی زمین را می کند ،بذر هندوانه را در عمق یک متری می کارد . بمرور که بوته رشد میکند چاله را پر می کند . تا به سطح زمین برسد با این روش از رطوبت عمق خاک استفاده بیشتری می برد . طبیعی است که میوه ای را که با این مشقت بدست آورده نیم خورده رها نکند. این تفاوت می کند با کشاورز شمالی که گوسفندش را رها می کند و حیوان همان دورو بر می چرد و وقتی برگشت شیرش را تقدیم صاحب می کند . طبیعت وقتی به یزدی سخت گرفته ،یزدی هم مال بدست آورده اش را سخت تر نگه میدارد. در طول سالیان این به یک فرهنگ تبدیل شده. این بخاطر ذات پلید طرف که نیست. شاید اگر جای آن کشاورز شمالی بود لارج تر هم میشد .
راست می گفت که:- از هر کی بپرسی خر کیه؟ میگه خر خودتی- هرکس خریت خودش را دارد .نوع اش فرق می کند و در زمینه های مختلف بروز می کند . یکی دو نمونه اش را هم که از شما دیدیم. هی پشت سر هم دارید مرا متعجب می کنید . می شود رفتار و آداب و رسوم جمعی را مقایسه و ریشه یابی کرد مثلن رقص کردی زن و مرد دستمال بدست کنار هم، با رقص عربی زن لخت وسط- مردا شمشیر بدست . ولی حکم کلی صادر کردن و ربط دادن طرز فکر و شخصیت آدمها به نژاد شان واقعا جای تعجب و تاسف داشت. باز اگر در یک خط دیگر بودید و سیاهان را از نوادگان فرزند ناخلف ناخدا نوح میدانستید ، کمی قابل فهم بود ولی شما که همه مارا پسرعموهای پیشرفت کرده شامپانزه ها میدانید . شما چرا؟
چند وقت پیش یکی داشت برای من با دلیل و مستندات تاریخی ثابت میکرد که ترکها ترک نیستند و آذری هستند و نژاد ایرانی دارند و داشت این سو تفاهم را با توضیحات اش بر طرف میکرد انگار که لکه ننگی را از دامن ایران پاک می کند.
در کل متن خریت معادل حماقت استفاده شده . ببخشید که موضوع تکراری بود .واسه خنک شدن دل خودم نوشتم . ولی الان حالت تهوع پیدا کردم نمیدونم بخاطر کوفته سه روز مونده ناهاره یا نژاد پرستی .

اگر عکس شما را به یاد کسی انداخت لطفا حدس تان را مطرح نکنید

Wednesday, September 13, 2006

Sunday, September 10, 2006

اسلام در خطر است!!!


اسلام از دست آخوندای کم سواد افتاده دست مداحای بی سواد

Wednesday, September 6, 2006

Tuesday, September 5, 2006

دیوار نوشته ها



دیوارهای شهر به نوعی صفحات کتاب تاریخ و فرهنگ ما می توانند باشند . تفاوت لحن دو محله را از تفاوت جمله لطفا اینجا آشغال نریزید با جمله لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال بریزد می توان فهمید
استفاده از جمله اول در محله دوم بجای ممانعت از ریختن زباله فقط پوزخندی بر لب می آورد . چرا که درذهن ساکنان محله دوم محیط شهری فضایی است بی صاحب .جالب ترین حرکت از این نوع انداختن زباله از اتوبوس شرکت واحد به خیابان است .آلودن یک فضای عمومی بزرگتر بجای یک فضای عمومی کوچک تر که هزینه پاکسازی بیشتری دارد و چشمان بیشتری را هم نسبت به مسافران یک اتوبوس خراش می دهد. . .
تابحال تجربه شنیدن جمله مگه مال باباته ؟ را در واکنش به اعتراض تان نسبت به تخریب اموال عمومی داشته اید؟
با وجود سرعت ساخت و سازها با کمی گردش در کوچه پس کوچه های شهر هنوز هم می توان سیر تحولات اجتماعی سیاسی چند ساله اخیر را از روی دیوارها دنبال کرد.
شعارهای باقی مانده از زمان انقلاب و جنگ یا کلیشه های کمرنگ تصاویررهبران . آثار انقلابیونی که طومار سلطنت را در هم پیچیدند تا کشوری آزاد و آباد و از همه مهم تر مستقل داشته باشند .
تاهمین چند وقت پیش هم جمله ما تا جایی پیش می رویم که ملت عراق آزاد شود از آقای هاشمی رفسنجانی بر دیوار پادگان حر نقش بسته بود
شعار جنگ جنگ تا رفع کل فتنه .یا برای فتح قدس از کربلا باید گذشت را یادتان هست؟
اینها همه خلاصه ذهنتیت آن دوره بود رویاهای حاکمان و باورهای مردمان
هر از گاهی هم لازم می شود که جام زهری نوشیده شود و شعارهایی از دیوارها پاک شوند . از همه جالب تر برای من رنگ کردن تصویربزرگ آیت الله منتظری روی دیوار سیلوی شهرتاکستان بود .
تفاوت ما با دیگران در همین جاست ما اشتباهاتمان را رنگ می کنیم و به دست فراموشی می سپاریم سپس دوباره و چندباره تکرارشان می کنیم. راست گفته اند که حافظه تاریخی نداریم.

مسیح


بدون شرح چون شرح اش از توان من خارجه